......   

صاعقه که آمد

چند ساله بودم انگار

حساب نمی دانستم

به لب، مداد می کشیدم جای سیگار

چشم که گشودی

زانو زدم

از سال هزاروسیصد وچشمانت سرریزم از توو بی خود از همه چیز

بگو از هزاره چشمانت چند فاجعه گذشته؟!

من که مدتهاست بزرگ نمی شوم.....

لینک
۱۳۸٦/٤/۱۳ - مستان